وبلاگ هادی بیاتی

جهان از چشم انداز ابدیت

 فلسفه اسپینوزا

 

  باروخ ( بندیکت) اسپینوزا ، فیلسوف هلندی ( با اصلیت یهودی پرتغالی )

که در سال ۱۶۳۲ به دنیا آمد و به دلیل عدم نگرش سنتی به دین یهود ،

در سال ۱۶۵۶ تکفیر و از جامعه یهود اخراج شد ، تا پایان عمرش در ۱۶۷۷ ،

شجاعانه پای اصول خود ایستاد و بر طبق فلسفه ای که خود بنا کرده بود

زندگی کرد .

در جستجوی حقیقت

اسپینوزا می گوید که به تجربه دریافتم که غالب چیزهایی که در

زندگانی عادی به آن بر می خوریم ، پوچ وبی فایده است و

چیزهایی که من بدانان دلبسته ام یا گریزانم ، به خودی خود نه

خوب و نه بد هستند و نیک و بد ها همه نسبی هستند . اگر

دلبستگی انسان به چیزهای ناپایدار و زودگذر باشد ، چون از

دست بروند ، سبب یأس و اندوه می شوند . بالأخره تصمیم

گرفتم که به جستجوی چیزی بپردازم که به خودی خود خوب

است و می تواند خوبی خود را به آنان منتقل کند و به وسیله آن

از سعادت ابدی برخوردار باشم . آنکه دلبسته به امور پایدار

باشد ، خوشی او همیشگی خواهد بود .

 دیدم مردم دنیا همه به دنبال اموری چون لذتهای حسی ، ثروت

و شهرت می روند و به خاطر آن خود را متحمل سختیها و رنج و خطر می کنند ؛ اما این قبیل امور هرچه افزونتر شوند ، بیشتر

مطلوب می گردند و سبب رضایت و سکون خاطر نمی شوند و

موجب رنجها و دشمنیها و فسادها می گردند . این امور نباید مقصد قرار گیرند ؛ بلکه باید وسیله ای برای رسیدن به خیر بالاتر

باشند .

« تنها عشق به یک حقیقت جاودانی و لایتناهی می تواند چنان

غذایی برای روح تهیه کند که او را از هر رنج و تعبی آسوده دارد

. بنابراین باید با شوق و نیروی هرچه تمامتر به دنبال آن رفت » .

 


عشق عقلانی به خدا

این عشق از نوع عواطف انفعالی نیست ؛ چون ناشی از علم

کامل و متوجه علت اصلی و حقیقی همه امور است .

شناخت خدا و عشق به او مایه آزادی و سعادت و مقدمه فضایل

است و تنها عاملی است که انسانها را به یکدیگر می پیوندد .

بقای روح به این علت است که روح حقیقت انسان است و

حقایق موجودات همه در علم خدا هستند و علم خدا ابدی

است ؛ پس ارواح هم در علم خدا ابدی هستند . به عبارت دیگر

، همه ارواح اجزاء خدا هستند و خدا ابدی است ؛ پس ارواح

هم ابدی هستند .

با نابودی جسم ، قسمتی از روح انسان باقی و جاودان می

ماند . این قسمت ابدی ، همان قسمتی است که چیزها را از

چشم انداز ابدیت درک می کند و هرچه کوشش برای این گونه

درک چیزها بیشتر باشد ،قدرت عقل افزایش یافته و جنبه باقی

روح بیشتر می شود . در نتیجه بیشتر در ذات خدا شریک می

شود .

از این رو عشق عقلانی به خدا مایه زندگی ابدی و پانهادن به

قلمروی شادمانی است . هدف نهایی انسان خردمند و بالاترین

سعادت او ، دیدن جهان به آن گونه است که خدا آن را « از

چشم انداز ابدیت » می بیند .

نویسنده : هادی بیاتی : ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ مهر ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم